X
تبلیغات
رایتل
16 آبان 1388 ساعت 06:08 ب.ظ

در جزایر شادکامان

...خدایی توانید آفرید؟ پس از خدایان هیچ مگویید! اما ابر انسان را چه نیک توانید آفرید!

به خدایی توانید اندیشید؟ پس معنای خواست حقیقت نزد شما این باد که همه چیز چنان گردد که برای انسان اندیشیدنی باشد. برای انسان دیدنی. برای انسان بساویدنی! تا نهایت حواس خویش بیاندیشید و بس.

...اگر خدایان می بودند٬ چگونه تاب می توانستم آورد که خدا نباشم؟ پس خدایان نیستند!...

...من شر و ضد بشر می خوانم همه آن آموزه ها درباره یکتا و کامل و بی جنبش و بی نیاز و پایدار را!

هر آنچه پایدار است جز مجاز شاعرانه نیست و شاعران بسی دروغ زنند!

باری٬ بهترین مجازها از «زمان» و «شدن» می باید سخن گویند. می باید ستاینده و رواشمرنده گذرایی ها باشند...


درباره رحیمان

زیر بار منت های بزرگ بودن کینه توز می کند نه سپاسگزار و چون نیکی ای کوچک از یاد نرود به کرمی جونده بدل می شود...

در گوش آنکس که در تسخیر شیطان است این سخن را زمزمه می کنم: همان به که شیطانت را بزرگ کنی! در این کار تو را نیز راهی به بزرگی هست....

...و چون دوستی با تو بدی کند با او بگو: آنچه با من کرده ای بر تو بخشودم اما آنچه با خود کرده ای را چه گونه توانم بخشود؟...

...شیطان روزی با من چنین گفت: خدا را نیز دوزخی است. دوزخ او عشق به انسان است و چندی پیش شنیدم گه گفت: خدا مرده است. رحم خدا به انسان او را کشت...


درباره فضیلتمندان

دردا! غمم این است که کیفر و پاداش را به دروغ در بنیاد چیزها نهاده اند و اکنون در بنیاد روانهای شما٬ شما اهل فضیلت!

زرتشت بهر ؟آن آمده است تا شما دوستان من بیزار شوید از کلامهای کهن که از دروغ زنان و ابلهان آموخته اید.

تا بیزار شوید از کلمات «پاداش» «مکافات» «کیفر» «انتقام عادلانه»

تا بیزار شوید از این گفته که: کردار خوب کرداری است بری از خودخواهی.


درباره فرزانگان نامدار

شما فرزانگان نامدار همه خدمت گذار مردم بوده اید و خرافات مردم نه خدمت گذار حقیقت! و ایشان درست به همین دلیل شما را بزرگ می دارند زیرا «هرجا که مردم باشند٬ حقیقت نیز همانجاست. وای بر جویندگان!» از دیر باز چنین ندا در افکنده اند...

اما اهل حقیقت نزد من آنکس است که سر در صحراهای بی خدا می نهد و دل حرمتگذار خویش را می شکند.

او اراده شیرانه خود را چنین می خواهد: گرسنه٬ شرزه٬ تنها٬ بی خدا

آزاد از نیک بختی بندگان٬ رها از خدایان و پرستش ها٬ بی ترس و ترسناک٬ سترگ و تنها. چنین است اراده اهل حقیقت...

...شما هرگز سزاوار آن نبوده اید که جان خویش را در گودال برف افکنید. زیرا برای چنین کاری نه چندان که باید داغ بوده اید!از این رو از لذت سردی آن نیز بی خبرید.

عقاب نیستید. از این رو شادکامی هراسهای جان را نیازموده اید. آن که پرنده نست همان به که بر فراز مغاکها آشیان نسازد...



del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo